تبليغاتX
فناوری 9 - فعالیت های آموزشی ضمن تدریس

فناوری 9

فعالیت های آموزشی ضمن تدریس

فعاليتهاي آموزشي ضمن تدريس

 

 وقتي ما به عنوان معلم وارد كلاس ميشويم و ميخواهيم آموزش بدهي اولين عنصري كه در ذهن ما تداعي ميشود اين است كه چگونه با شاگردانمان ارتباط برقرار كنيم. در اين جلسه ما در مورد مفاهيم ارتباط كاربرد آن در كلاس درس بحث ميكنيم.

ارتباط ازنظر لغوي، لغت « كاميونيكشن »‌ است كه در كتابهاي فرهنگ به معناي ربط دادن، ارتباط داشتن پيوند دادن، اشتراك داشتن و تجربه مشترك بكار رفته و حتي در فرهنگ معين 19 لغت براي آن هست. اگر به ريشه لغت لاتين آن توجه كنيم ، كاميونيكيشن ، ريشهاش كاميونيست است .

 

 

كاميونيست يعني چه؟ اين همان لغتي است كه در بلوك شرق براي حكومت سياسي يعني كمونيست بكار مي­رودو اين لغت هيچ ربطي به بلوك شرق و غرب ندارد.     ارتباط يعني اشتراك فكر، اشتراك انديشه تجارب مشترك. نبابراين ما زماني با هم ارتباط برقرار مي­كنيم كه داراي تجارب مشترك باشيم. در يك كلمه، من براي برقراري ارتباط با شما، كافي نيست تنها بازبانتان صحبت كنم بلكه بايد به تأثير و تأثر بپردازم. درحاليكه بعضي فقط به انتقال تأكيد دارند و بسياري ديگر معتقدند و قتي مي­توان گفت ارتباط برقرار شده كه بين گيرنده و فرستنده تأثير و تأثر بوجود آيد.

گفت ارتباط برقرار شده كه بين گيرنده و فرستنده تأثير و تأثر بوجود آيد.

پس ارتباط عبارت است از فرآيند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده با استفاده از علائم به منظور تأثير و كنترل و هدايت . اين كنترل به معني كنترل از بيرون نيست. بلكه منظور اين است كه او را تحت تأثير قرار دهم كه او مثل من باشد. به قول ارسطو يا افلاطون : « هدف از ارتباط اقناع ديگران است.»

 

 

به فرض مثال: من مي­خواهم در زمينه علمي با يك نفر بحث كنم، در واقع ميخواهم افكار و انديشه خود را به او منتقل كنم. زيرا ميخواهم او مثل من باشد. بنابراين تدريس هم يك نوع انتقال است.

به همين عبارت دقت كنيد. پرايسز را بعضي پروسه و جريان فرآيند ترجمه كردند، پرايسز حركتي است مستمر و دائمي كه در درون آن عوامل متعددي هستند كه دائماً در حال تعامل هستند و اين تعامل موجب حركت فزاينده ميشود. مثل جريان آب يك رودخانه و حتي بعضي معتقدند كه فرآيند ابتدا و انتها ندارد. اگر اين چنين است آيا ارتباط يك فرآيند است؟ من و شما امروز همديگر را ديديم و شناختيم. بعد از اين دوره شايد همديگر را نبينيم . آيا ميتوانيم بگوييم اين يك فرآيند است؟ بله، حتي در يك لحظه باشد. چرا؟ چون دو ؟؟؟ كل فيزيكي نيست كه با هم ارتباط نداشته باشد. دو فكر است . انديشه من محصول دنياي بي­نهايت است. ساخت ذهني من، تجربه من، حاصل سالها زندگي من است. مي­توانم بگويم از كجا نشأت گرفته، از پدر و مادرم ؟!

فرهنگ بهرحال يك دنيايي است كه ابتدايش مشخص نيست و انتها آن، تأثير و تأثري است كه روي همديگر خواهيم گذاشت. اين يك دنياي ديگر است.

بنابراين ارتباط من و شاگرد در كلاس درس، درست است كه دو عنصر در كنار هم هستيم ولي دو ساخت ذهني و دو تجربه است. به زبان ساده­تر اگر درس را كه ميخواهم بگويم از جايي شروع كنم كه هم او بلد است هم من. چون هر دو تجربه مشترك داريم ، پس بين ما ارتباط برقرار نخواهم شد.

پس بايد در فرآيند به نكات مشترك توجه كنيم .

انتقال پيام از فرستنده به گيرنده. فرستنده كيست؟ در فرآيند تدريس فرستنده معلم است و يا ممكن است اصلاً انسان نباشد و يك منبع، كتاب و يا صدا سيما باشد و يا حتي سرس كه ممكن است فرستنده باشد يا خير.

 

 

فرستنده چند ويژگي بايد داشته باشد:

1ـ فرستنده بايد خود را بشناسد. شايد تعجب كنيد و بگوييد مگر ميشود انسان خود را نشناسد. اين خود شناسي نه تنها از ديدگاه خود فرد است بلكه از ديدگاه مخاطب است. مثلاً‌ شاگردان من چه تصويري نسبت به من دارند. اگر دانش جويان ما از قبل در ذهن خود اين را داشته باشند كه اين استاد بيسواد است باور كنيد تا مدتها هر چه بگوييم هيچ كس گوش نخواهد كرد.

 بنابراين در جريان ارتباط ما موظف هستيم كه خودمان را بشناسيم از ديد مخاطبمان. اينكه چه نگرشي نسبت به ما دارند. آيا او ديدگاه علمي ما را به عنوان يك معلم قبول دارد.

معلم به عنوان يك ارتباطگر بايد محجوب و معقول باشد. محجوب يعني اينكه هم بچه­ها شخصيت او را دوست داشته باشند و هم وي با بچه ها رفتار عاطفي داشته باشد و مقبول باشد يعني اينكه از لحاظ علمي مورد قبول باشد.

حال سؤال اينجاست كه اگر دانشجويان من در شناخت من اشتباه كنند و آنگونه كه هستم مرا نشناسند بايد عصباني شوم ؟ خير . نگرش آنها چه مثبت و چه منفي باشد براي من فرستنده پيام و ارتباط اگر بسيار حائز اهميت است. چون باز خورداست و من ميتوانم براساس آن تصميم بگيرم و رفتارم را اصلاح كنم . و بعد آن نكات منفي ارتباطي را از بين ببرم تا بتوانم اثر بگذارم.

اما مقبوليت ؛ شاگرد من از لحاظ علمي مرا قبول داشته باشد و من به عنوان ارتباطگر چه موقع ميتوانم كلاس را اداره كنم و خوب تدريس نمايم.

غير از رفتارهاي شخصيتي من، تسلط من بر موضوع درس بسيار مهم است. شناخت من از انواع الگوها، شناختها و روشها و متدلوژي مهم است.

به همين دليل ميگوييم معلمي تنها يك فن نيست بلكه يك هنر است. معلم هم شيوه هاي ارتباطي را بايد بلد باشد و هم بر موضوع و پيام تسلط داشته باشد.

معلم بايد توانايي شاگرد و زمينه هاي علمي و فرهنگي و حتي مشكلات او را بشناسد. ممكن است بگوييم اين كارها سخت است. بله. هيچ كس در هيچ زماني نميتواند تمامي ويژگيهاي و خصلتهاي فرد ديگر را بشناسد. بحث ما شناخت نسبي است اما اين شناخت نسبي چگونه حاصل ميشود؟ يا بقول بسياري از متخصصين امر ارتباط ، افشاي نفس درمقابل افشاي نفس صورت ميگيرد يعني چه؟ يعني من معلم در كلاس درس به عنوان يك ارتباط گر با مخاطبين خودم و اقعاً‌ خالصانه برخورد كنم. نقش بازي نكنم ، آنگونه كه هستم باشم و در فرآيند ارتباط بايد موقعيتي را به وجود بيآورم كه شاگرد نترسد و نظرات خودش را بگويد. و اانچه را كه شاگرد ميگويد براي من،‌چه مثبت و چه منفي برايم سازنده است . چون من براساس آن ميتوانم گامهاي ارتباطي خود را بردارم.

 

 

نكته چهارم پيام است يعني چه؟

آنچه كه در ذهن يا منبع پيام ارسال ميگردد. پيام شامل سه قست  است:

1. كد يا علائم : يعني من و شاگرد اگر ده ساعت در اينجا باشيم ولي مفاهيم ذهني را بصورت رمز درنياورم قابل انتقال نيست. بنابر اين من فرستنده پيام بايد با اين معنا را بصورت علائم قابل شناخت در بياوريم. و من در فرآيند ارتباط بايداز علائمي استفاده كنم كه هم شاگرد من ميشناسد و هم من، من نميتوانم قبل از اينكه حرف X را توضيح دهم در رياضي با بچه ها روي مجهول كاركنم . اول بايداين علائم را به آن ياددهم .

 

2. محتوا كه در درون اين علائم است. محتوا در ذهن است در كلمات نيست، به عبارت ديگر معنا در درون است در كلمات نيست بهمين دليل گاهي از يك كلمه چندين معنا استنباط ميشود.

معلم بايد بفهمد كه معنا چگونه ايجاد ميشود. وقتي شما يك كلمه يا مفهوم را بصورت رمز منتقل ميكنيد اين وارد منبع ذهن ميشود. اما اينكه چه عبارتي، چه معنايي را در ذهن من برميانگيزد. بستگي به ساختار ذهني من دارد نميشود از قبل پيشبيني كرد در اينجا معلم يعني چه و چه كار بايد بكند.  من دارم فرمول مينويسم و تمرين حل ميكنم. نبايد استنباط كن همه مثل من ميقهمند. باور كيند به تعداد شاگردان ، معنا در ذهن بچه ها ايجاد ميشود. هر چقدر شما براساس زمينه مشترك و علائم مشترك حركت كنيد ارتباط شما بيشتر است در همان معنا.

 

3. « تريتمد » يا نحوه ارائه. همه معلمين ميدانند كه نحوة ارائه چقدر موثر است. گاهر معلمي را ميبينيم كه مسلط است بردرس. اما قدرت انتقال و قدرت كد گذاري، قدرت اراده خيلي قوي ندارند. متأسفانه از چنين آدمي، اغلب دانشجويان گله مندند.

گفتيم علاوه بر تسلط بر علم بايد نحوه ارائه را نيز بلد باشد اين درمورد فرد. اما در مورد علائم دو قسمت داريم، عنصر و ساخت. در تعريف عنصر ميگوئيم:

 

4.« كوچكترين واحد ارتباطي است .»

مثلاً‌ اگر بخواهيم با جملات با بچه ها ارتباط برقرار كينم هر كلمه من ميشود يك عنصر و بايد در انتخاب عنصر دقت كرد. كلماتي را براي بچه ها بكار ميبريم بايد معنادار باشد. هم او بفهمد من چه ميگويم وهم مِن معلم . اگر مشترك نباشد نميتوانيم ارتباط برقرار كنيم. عنصر مهم است. اما در كنار عنصر، ساخت« استراكچر»‌ داريم. ساخت يعني چه ؟ نحوه قرارگرفتن عنصر در كنار هم را ساخت گويند.

 

 

آيا در فرآيند ارتباط عنصر مهم است يا ساخت. عنصر بدون ساخت و ساخت بدون عنصر نداريم. بنابراين يك ارتباطگر هم عنص خوب و هم ساخت خوب را بايد انتخاب كند.

بعدعلائم و نشانه هاي طبيعي داريم . مثل چهره و ضربان بنض. نشانه هاي تصويري داريم. مانند عكس كه هركدام از اينها تعبير و تقسير دارد.

اغلب علائمي كه ما در كلاس درس داريم نشانه هاي قرار دادهاند. مانند كلماتي كه بكار ميبريم، فرمولهايي كه مينويسم . اينها قراردادياند. اگر اين علائم و پيام را خوب انتخاب كينم باز ما يك كانال و مسير داريم كه حامل پيام است مثل يك فيلم. كانالي كه انتخاب ميكنيم . كانال كوشه چشم است. همه اينها اثر ميگذارند. حالا دربازه موانع ارتباط بگوئيم . ما دو دسته موانع داريم. موانع دروني ارتباط وموانع بيروني. موانع دروني آن دسته از عواملي هستند كه اختلال در سيستم ايجاد ميكنند. مثل اينكه فرستنده نتواند خوب بفرستد و يا پيام خوب رمزگذاري نشده باشد و تجارب مشترك وجود نداشته باشد به فيدبكها توجه نكنيم اينها همه عوامل دروني هستند.

اما گاهي عوامل از بيرون اثر ميگذارند. جريان پيام را مختل ميكند. براي مثال در كلاس درس. بيان شفاهي خود عامل ارتباط است ولي اگر ازحد بگذرد، موانع ارتباط ميشود.گوش را اشباع ميكند و ارتباط را قطع مينمايد. جالب نبودن پيام. چيزهايي كه براي بچه ها ميگوييم پيام را قطع ميكند. باز يك موانع داريم تحت عنوان انتقال منفي ؟ انتقال منفي يعني چه ؟ شاگردان وقتي حرف مرا ميفهمند كه زمينه قبلي داشته باشند يعني اطلاعات قبلي آنها بتواندبه فهم مطلب جديد آنها كمك كند ولي گاهي پيش ميآيد كه اطلاعات گذشته او را به اشتباه بيندازد .

مثلاً‌ دانش آموزي را فرض ميكنيم كه مرغ را ديده و شتر را هم ديده باشد و حالا شما شترمرغ را توضيح ميدهيد آن ميآيد حيواني را تصور ميكند كه نصف آن مرغ است و نصف شتر اگر بخواهيم اين موانع را از بين ببريم بايد از علائم و تصاويري استفاده كنيم كه كاملاً‌در ذهن بيايد و يا از عوامل فيزيكي استفاده كنيم.

يكي ديگر از موانعي كه غالباً‌ در كلاس درس ما وجود داردو ديدريم يا رويا در بيداري است به قول بعضيها خواب در بيداري و يا خيال بافي يا رويايي شدن است. اين چيست.؟

شما ميبينيد كه دانش آموزان به شما نگاه ميكند در حالي كه اين دانش آموز در كلاس حضور ذهني ندارد و ارتباط قطع گرديد. چرا اين حالت پيش ميآيد؟ ميگوييم اگر خاطرات،‌ مفاهيم، ذهني خود فرد برايش جالبتر از مفاهيم كلاس باشد. مفاهيم كلاس را پس ميزند. ممكن است همه عوامل بيروني اثر بگذارد و هم عوامل دروني. معلم خوب، معلمي است كه تلاش كند كلاس را بطوري جذاب كند و كانال را به نحوي انتخاب و به عوامل جوري توجه كند كه اين نوع موانع در كلاس حذف گردد و اگر اينكار را نكند صددرصد دچار مشكل ميشود.

 

چه جوري بفهميم كه فرد دچار « ديدريم » ‌شده است ؟

 

چهره ها را نگاه كنيد، چهرها ابهام دارد . به شما نگاه ميكند ولي آگاه نيست سؤال ميكنيد ميگويد . بله آقا! همين بله آقا گفتن يعني اينكه او در كلاس نبود. در اين حالت سعي كنيد اول از بغل دستي بپرسيد ببينيد او بيدار ميشود يا خير . اگر نشد خودش را صدا كنيد ، وقتي بيدار شد بگوييد من اين را گفتم . نظر شما چيست؟ توصيه ميكنم بدون اينكه اطلاعات خود را در اختيار او بگذاريد از او سؤال نكنيد. چون ممكن است شاگرد افكار دروني خود را هويدا سازد كه اين صحيح نيست.

بنابراين سعي كنيد فيدبكها را نگاه كنيد ، همين نگاه كردن شاگرد به ساعت فيد بك است .يعني شاگرد خسته شده است. وقتي فيدبكها را توجه كنيم. شايد براساس آن ميتوانيم بسياري از موانع را حذف و يا كنترل کنیم.

 

با آرزوی موفقیت برای تمامی عزیزانی که در امر آموزش و پرورش این کشور زحمت می کشند .

گروه فن آوری آموزش و پرورش منطقه 9 تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:32  توسط   |